شيخ ذبيح الله محلاتى

194

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چنان بود كه حضرت اسماعيل بعد از فوت مادرش و بصواب ديد رؤساى جراهمه عمره دختر اسعد بن اسامه را كه از قبيله عمالقه بود تزويج كرد و چندى با وى بود تا آن هنگام كه ابراهيم از شام عزم ديدن فرزند نمود و ساره از وى پيمان گرفت در خانه اسماعيل پياده نشود چون آن حضرت به مكه درآمد بدر سراى اسماعيل رسيد زنى را ديد از وى پرسيد كه ترا با اسماعيل چه نسبت است گفت من زوجه اويم فرمود كه شوهرت بكجا است عرض كرد كه از آن مرد چه مىپرسى كه يك روز در خانهء خويش نماند و از حضرت ابراهيم تجليل نكرد پس آن حضرت فرمود كه چون شوهرت بازآيد از من با وى سلام كن و بگوى تا آستانه خانهء خويش را تغيير دهد اين بگفت و بجانب شام عطف عنان نمود چون اسماعيل از صيدگاه بازآمد استشمام رائحه خليل الرحمن نموده با عمره گفت در غيبت من كسى بدر اين سرا آمده گفت پيرمردى به اين وصف و نشان آمد اسماعيل گفت آيا با تو سخنى گفت عرض كرد بلى شما را سلام رسانيد و فرمان كرد كه عتبه در خانه خود را عوض بنمائى اسماعيل فرمود آن پدر من بود و عتبه در خانه توئى برو باهل خود ملحق شو كه من ترا طلاق گفتم عمره از خدمت اسماعيل بيرون رفت و اسماعيل بعد از وى سيده بنت مضاض بن عمرو جرهمى كه ملكه زنان قبيله جرهم بود بحباله نكاح او درآورد و با وى بود تا ديگرباره حضرت خليل بملاقات اسماعيل به مكه آمده بدر سراى فرزند خراميد اتفاق باز اسماعيل در خانه نبود از سيده پرسيد كه چگونه مىباشد شوهر تو و زندگانى شما چون مىگذرد عرض كرد شوهر من نيكوترين مردان است و اينك بصيد شكار رفته و زندگانى ما به خوبى مىگذرد و با ادب تمام پيش آمد و نزول آن حضرت را مستدعى شد حضرت فرمود مجال فرود شدن ندارم سيده فرمود موى سر مبارك را ژوليده و غبارآلود مىبينم چه باشد كه رخصت فرمائى آن را بشويم و روغن بزنم حضرت خليل او را اذن داده برفت و سنگى آورده در زير پاى آن حضرت بنهاد ابراهيم پاى راست